تبليغاتX
از میان خاطراتم تنها تو مانده ایی.
خاطره ایی مبهم از آخرین روزهای زنده بودن!

از پشت پنجره بسته تو را می خوانم 

و 

نسیم در لابه لای پرده ، آن سوی پنجره تو را می کاود......

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 22:17  توسط s.t  | 

ما زياران چشم ياري داشتيم

خود غلط بود آنچه ميپنداشتيم

تا درخت دوستي كي بر دهد

حاليا رفتيم و تخمي كاشتيم

گفت وگو آيين درويشي نبود

ورنه با تو ماجراها داشتيم

شيوه چشمت فريب جنگ داشت

ما غلط كرديم و صلح انگاشتيم

گلبن حسنت نه خود شد دلفروز

ما دم همت براو بگماشتيم

نكته ها رفت و شكايت كس نكرد

جانب حرمت فرو نگذاشتيم

گفت خود دادي به ما دل حافظا

ما محصل بر كسي نگماشتيم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 16:43  توسط s.t  | 

پر از تهی ام ...
انگار مرده ام ...
من بی جان اینجا مانده ام ...
کاش کسی بود که وسعت تنهاییم را  می فهمید...
وسعت دلتنگی ام را ...
من در این زمستان سوزان!
چونان درختی خشکیده  و بی برگ
دلتنگ شکوفه ایی ...
دیوارهای فاصله بسیار .... بین ما

نمیدانی لحظه ایی که از خود میرانمش چگونه شکنجه میشوم
آه چقدر دلتنگم ...
دیوارهای فاصله بسیار
به کدامین جرم ناکرده مجازات میشود.....؟؟؟
کاش میمردم
شانه هایم زیر بار غم جدایی شکسته است .
و کمرم خمیده .
چقدر دلم میخواست ........
آه نمیدانی که چقدر دلتنگم ........

"سلام به همه دوستای گل خودم ... منو بابت این همه تاخیر ببخشید ...
مرسی از نظرات تک تکتون ... از اینکه نمیتونم جواب محبتهاتون رو بدم معذرت میخوام ...
خوشحال میشم فراموشم نکنید ... هر چند که ..........
روزهای خوبی رو واستون آرزو میکنم ...
به امید دیدار"

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 10:43  توسط s.t  | 

 

مژگان موزيك