تبليغاتX
از میان خاطراتم تنها تو مانده ایی.

از میان خاطراتم تنها تو مانده ایی.

خاطره ایی مبهم از آخرین روزهای زنده بودن!

يادت باشد...

همه ي هستيم را گرفته ايي چونان خزان كه حتي برگ هاي خشكيده را از درختان مي ربايد اما هنوز هم خزاني! همه هستي ام را از دست داده ام! چونان برگ درختي خزان رسيده، كه به زمين سقوط كرده .......... و زيبايي اش چندين برابر گشته. هنوز زيبايم!
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 19:3  توسط s.t  | 

ويرانه هاي دلم را خبر نمي گيري.

 

 

چه ساده مي پنداشتم كه ميان يك مشت خاطره ي خاك خورده ام تو مانده ايي! افسوس در اندوهناك ترين لحظات زندگيم يادت را نيز از من دريغ كردي!

انگار هر چه بزرگتر مي شوم بيشتر ميفهمم كه نمي دانم!

در اين سياهي شب، باز هم تنها نشسته ام...

همه چيز رنگ ميبازد ، انگار بود و نبودت هيچ فرقي ندارد . هردو زجر آور است.

دلم مي خواهد پريشان بنويسم. از اين همه تظاهر دروغين به آرامش خسته شده ام.

دلم مي خواهد فرياد بزنم. افسوس محكوم به در سكوت مردنم.

برگه هاي دفتر خاطراتم را ورق مي زنم ، از نوشته هايم متنفرم . چقدر ساده در لابه لاي كلماتش تو را طلب كرده ام . تويي كه امروز مثل ديروز و تمام روزهاي پيش در هر لحظه ات به من خيانت مي كني.

و اين دل من چقدر در طلبت حماقت ميكند...

دوست دارم فرياد برآرم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 23:24  توسط s.t  | 

بازم دلتنگي همون يار قديمي

 

 

 

امشب يه توفيق اجباري شد واسه يه پست جديد

ماه مبارك به همه ي دوستاي گلم مبارك و بسيار التماس دعا

-------------------------------------------------------------

بازم التماس دعا ، يادتون نره ها

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 0:36  توسط s.t  |